تبليغاتX
توقف ممنوع

قالب پرشین بلاگ


توقف ممنوع
نويسندگان
 

... تفاوت‌ها خیلی عمیق است. در ظاهر شاید خیلی چیزهای مشترکی وجود داشته باشد. از جمله وقتی که اینجا آمدم یک راست رفتم سراغ قفسه‌ی جامعه‌شناسی و فلسفه در کتاب‌فروشی دانشگاه. خوشحال شدم وقتی دیدم که تقریباً تمام کتاب‌درسی‎های جامعه‌شناسی ترجمه شده‎اند. مثلاً کتاب نظریه‌های الکس کلینیکاس  (Alex Callinicos)کتابی است که در درس نظریه‌های جامعه‌شناسی تدریس می‌شود. در ایران هم به طور هم‌زمان ترجمه‌ی خوبی از این کتاب هست و تدریس می‌شود. بعد از آن بسیاری از کتاب‌های تخصصی را هم که به رشته‌ی من مرتبط بود با راهنمایی اساتیدم در ایران خوانده بودم یا در کتاب‌خانه‌ی دانشگاه‌مان در تهران پیدایش کرده بودم. اصلاً حس نمی‌کردم و نمی‌کنم که من از یک دانشجوی خوب انگلیسی یا آلمانی چیزی کم دارم. بسیاری از اساتیدی که من در ایران داشتم می‌توانم به ضرس قاطع بگویم که در حد اساتید خوبِ اروپایی هستند....

 

این ها حرفهای من نیست حرفهای یک نفر از بچه های دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی است که در دانشگاه واریک انگلستان دکترا میخواند. این فرد آدم خوب و روشنفکری استُ شاید هم بود... ولی حرفهایش دل آدم را می سوزاند. نه اشتباه نکنید هرگز دلم نمیخواهد که بروم انگلستان و آنجا نظریه های جامعه شناسی را کلمه به کلمه بشنوم و همانها را نشخوار کنم. دلم سوخت از طرز تفکر ایشان که از ترجمه تمام کتب و متون غربی خوشحال شده و هیچ حرفی از علم بومی نیستُ ایشان که در جهاد دانشگاهی فعال بودند و یک روزی رفیق شفیق بچه های بسیج بودند. بچه های بسیجی که جلسه غرب شناسی می گذاشتند و سخن از غرب زده بودن اساتید می گفتند!

از عمق جان احساس شکست می کنم ... رشته ای که خواندم ارتباطات بود و پشیمانم که دارم ارشد آن را میخوانم. غلط کردم را برای همین روزها گذاشته اند غلط کردم عمرم را به باد دادم علوم انسانی بومی نخواهد شد و تراوشات ذهنی یک نفر(استاد آینده دانشگاههای ما) که با عشق زیاد به دانشگاههای انگلستان درس میخواند هرگز هرگز و هرگز اسلامی بر طبق اسلام ناب محمدی و ایرانی اصیل نخواهد بود. رودربایستی که نداریم اگر خواستید رگه های منورالفکر شدن از نوع غربی آن را ببینید به وبلاگ دانشجوی سابق علامه سری بزنید... اسم نمی برم بچه های علامه خود میشناسندش.

الان واقعا ناراحتم و کلی حرفهایم را با بغضم قورت دادم که شاید بعدها نوشتم...

پروردگارا قضاوت از آن توست... تو ما را داور و یاور و رهنما باش...

..........................................................................................................................................

بعد از تحریر: از اینکه جامعه شناسی نخواندم خیلی خیلی خوشحالم که اگر خوانده بودم الان از شدت ناراحتی دق می کردمُ کما اینکه الان هم حال بهتری ندارم... بماند...

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 22:43 ] [ سالک ]
سلام

 

سال ۱۳۹۱ بر همگی مبارک.

 

با آرزوی فرج حضرت ولی عصر (عج) در این سال و شادی و سلامتی برای ملت ایران

[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 20:3 ] [ سالک ]
                      

یه بار از یک نفر پرسیدم شما در صورت ازدواج به همسرتون چی عیدی میدین؟

گفت: کتاب سه گانه ارباب حلقه ها!

الان خیلی به کتاب ارباب حلقه ها احتیاج دارم، سه جلدشم گرونه نزدیک ۲۰ تومن میشه!

حالا مجبورم خودم بخرمشحالا می فهمم چرا خیلی ها زود ازدواج میکنن چون هر چی کتاب

بخوان میگن همسرشون براشون میخره

 

بعد از تحریر:

کاش یکی پیدا می شد فیلم بی سانسورشم برام پیدا می کرد...جهت نقد و بررسی

[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 10:32 ] [ سالک ]
 

داشتم گشت می زدم یک مطلب جالب دیدم

یادم آمد بگم جانا سخن از زبان ما می گویی!

حال داشتین بخونیدش

ایناهاش

یا علی

[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 7:51 ] [ سالک ]
 

مسعود فراستی در برنامه چند شب پیش ۷ پیشنهادی به اصغر فرهادی داد که این پیشنهاد زیرکانه می تواند تمام آرزوهای اصغر فرهادی را به باد فنا دهد.فراستی با ذکاوت و هوشمندی گفت:«من الان يك  توصيه مي كنم به آقاي فرهادي به عنوان يك هم ميهن كه اگر در اسكار جايزه اول را نگرفت كه احتمالش زياد است، اگر جايزه نگرفت و فيلم اسرائيلي جايزه گرفت كه احتمال مي دهم كه جايزه اول را به فيلم اسرائيلي بدهند و جايزه دوم را كه جايزه فيلم‎نامه باشد به فرهادي بدهند، من به‌عنوان يك ايراني از فرهادي مي خواهم كه در مراسم اسكار در دفاع از فلسطيني ها و عليه اسرائيل اعلام موضع كند. مطمئن باشد كه مردم تشكر واقعي را خواهند كرد و اين موضع، يك موضع اصولي است، چون اين موقعيت جزو معدود مكان‌هايي است كه ايران در مقابل اسرائيل قرار مي گيرد و بايد يك بار ديگر گفت كه ما با اين جانواران بي‌همه‌چيز جهان‌خوار و نماد سرمايه‌دار كثيف دلال هيچ جاي مشتركي نداريم.»

قطعا فراستی باهوش تر از این حرفهاست که نداند اصغر فرهادی همانی است که جایزه خود را از مدونا دریافت کرد و از گرفتن آن کلی ذوق کرد. مدونا همان کسی است که طرفدار سفت و سخت اسرائیل است و قرار است برای اجرای شو در تلاویو در تاریخ ۲۹ می ۲۰۱۲ به اسرائیل سفر کند.فراستی می داند که فرهادی همانی است که به جای تمام حرفهای مهم از موضع ضعف در برابر آمریکاییها گفت ایرانی ها مردم صلح طلبی هستند. فراستی می داند فرهادی جنم این کارها را ندارد و دلباخته غرب و هالیوود است و برای گرفتن جایزه از آنها دلش غنج می زند! فراستی از این کار دو هدف داشت که احتمالاکاملا حساب شده بوده است:

۱.فراستی فهمیده که برخی رسانه های غربی حرفهایش را  رصد می کنند و به این وسیله خواسته جایزه اسکار اصغر فرهادی را تعطیل کند که از ترس اعلام موضع فرهادی برابر اسرائیل جایزه اسکار به او ندهند.

۲. اگر اسکار را به فرهادی دادند وی مجبور است در مقابل اسرائیل اعلام موضع کند چرا که اگر نکند بهانه ای برای این کار خود ندارد و شخصیت و هویت اصلی خود را نشان می دهد و حرف قبلی فراستی که گفته بود جایزه گلدن کلوب سیاسی بود نه هنری! کاملا اثبات می شود.

در صورت وقوع هریک از این گزینه ها اصغر فرهادی ضایع می شود! آقای فراستی دم شما گرم

اصغر خان قبلا فقط کیش شده بودی، فراستی ماتت کرد!

لالالای لای لالالای لای           اصغر با اسکار امسال دیگه بای بای

 


برچسب‌ها: اصغر فرهادی, مسعود فراستی, برنامه هفت
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 3:27 ] [ سالک ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب